سال هاست که احترام به روحانی و آخوند فراموش شده! یا بهتر بگویم بی احترامی باب شده. سن من که اجازه نمی دهد اما می گویند قبل از انقلاب روحانیون (و صد البته روحانیت مبارز!) به قدری در بین توده مردم دارای ارج و قرب بودند که تا کسی آخوندی را می دید به احترام لباس مقدسش به پا می ایستاد. اما الان کافیست آخوندی از محلی عبور کند. فحش و بد و بیراه و تهمت است که نثارش می کنند.
من همیشه فکر می کردم که اینها عوامند و متاسفانه عوام همه چیز را سطحی می بیند و قضاوت می کند. اما امروز در گشت و گذارم در سایت های خبری مطلبی را دیدم که باور نکردم.
سید ناصر قوامی رییس کمیسیون حقوقی و قضایی مجلس ششم ، به علت عدم التزام به اسلام و ولایت فقیه رد صلاحیت شده است. لینک خبر
من البته ایشان را تا امروز ندیده بودم و نمی شناختم اما خدا وکیلی کجای این بنده خدا داد می زند که مسلمان نیست!!!؟؟؟
اینجاست که آدم (اگر خدا قبول کند و التزام به انسانیت ما را هم رد نکنند!) قاطی می کند!
من اصلا از این به بعد همیشه قاط قاطم!!
دید موسی شـبـانی را به راه کو همی گوید ای خدا و ای اله
تــو کجایی تا شوم من چاکرت چارقت دوزم کنم شانه سرت
دســتکت بــوسم بمالم پایکت وقت خواب آید بروبم جایکت
.......
گفت موسی هان خیرهسر شدی خود مسلمان ناشده کافر شدی
.......
گفت ای موسی زبانم دوختی وز پشیمانی تو جانم سوختی
جامه را بدرید و آهی کرد تلخ سر نهاد اندر بیابان و برفت
وحی آمد سوی موسی از خدا بنده ی ما را زما کردی جدا
تو برای وصل کردن آمدی
نی برای فصل کردن آمدی
ما برون را ننگریم و قال را
ما درون را بنگریم وحال را
محرم شد٬
خواستم از حاج منصورها بنویسم و مداحان حکومتی٬ همراهی سفرهای استانی و عناد با رقیب انتخاباتی٬ خواستم از هیئتهای عزاداری بنویسم و فخر فروشی عَلَمهایشان٬ سینه و زنجیرزدنهای همراه با دُهُل و طبل و گاهی هم اُرگِ کاسیو!!!٬ خواستم از شب زنده داری بنویسم و خواب روز٬ دادن نذری با لقمه شُبهه٬ سی دی های دیوانگان و مریدان و استهزاء توحید و بندگی٬ خواستم از نوشیدن لیوان نیم خورده رییس جمهور بنویسم و تبرّک گدایانِ تایید صلاحیت٬ سنّتِ خواندنِ ترجمه قرآن در گرماگرم ثبت نام نمایندگان مجلس.
اما من «فصل کردن» را دوست ندارم٬ بگذار هرکس آنطور که دوست دارد باورهایش را بشناسد٬ مهم اینست که در باورهایش صادق باشد٬ حداقل با خودش٬ پیامبران هم مبعوثِ همین راهند٬ عشق به خدای یگانه و صداقت در این باور٬ عاشورا و کربلا و محرم بهانه است برای آنکه مقصود است٬ مقصود تویی کعبه و بتخانه بهانه٬ توسل شیعه بر خاندان است اما توکلش و تعبّدش برای خداست٬ کَلب الرقیه بوی راستی نمی دهد اگر از جنسِ « دستکت بوسم» نباشد٬ صدای خوش چه بیش از پاواراتی دارد اگر صداقت عجینش نباشد٬ این دهه عزیز چه برایمان دارد اگر نفهمیم حسین (ع) خود را قربانی امر به معروف کرد نه ملّتش را٬ آه که نمیفهمم و عاجزم از این ادراک که چرا حج را برای خدمت نیمه کاره رها کرد٬ اما آنجا که «صداقت در باورها» حرف اول و آخر را میزند چه جای تعجب از صبر زینب٬ خون خواهان زیادی که بعد از روز عاشورا حسین(ع) را امام دانستند کدامشان صداقت سجاد(ع) را داشتند٬ باورهایمان مقدسند اگر صادق باشیم که او برون را ننگرد و قال را ٬ او درون را میبیند و حال را.
همگی به خاطر دارند که قرار بود سفره های ایرانی رنگ نفت به خود بگیرد.
همگی به خاطر دارند که قرار بود کابینه ۷۰ میلیونی تشکیل شود.
همگی به خاطر دارند که قرار بود شهریه دانشگاه ها (شما بخوانید دانشگاه آزاد) کم شود.
همگی به خاطر دارند که تورم ۲۵ تا ۳۰ درصدی ۱۰.۸ درصد اعلام شد و قرار بود که تک رقمی شود اما ...
همگی به خاطر دارند که قرار بود نام مفسدین اقتصادی اعلام شود.
همگی به خاطر دارند که قرار بود آقازاده های چندشغله ، یک شغله شوند اما ...
همگی به خاطر دارند که میزان رضایت مندی مردم از سهمیه بندی بنزین ۸۵ درصد اعلام شد.
و همگی به خاطر دارندهای بسیاری که از زبان شخص رئیس جمهور شنیدیم که شاید بشود خیلی از آنها را بی خیال شد.
اما هرچقدر خواستم از این سخن جدید احمدی نژاد بگذرم نشد!!!
" رئیس جمهور در واکنش به انتشار گزارش سازمانهای اطلاعاتی دولت آمریکا درباره موضوع هسته ای ایران، آن را بزرگترین پیروزی سیاسی سده اخیر ملت ایران دانست و آن را اعلام پیروزی ملت ایران در ماجرای هسته ای در مقابل همه قدرت های جهانی اعلام کرد. " لینک مطلب
نمی دانم آیا تعریف سده تغییر کرده یا مفهوم پیروزی!! یا شاید منظور از سده همین ۲ سال گذشته از عمر پر برکت دولت نهم می باشد.
آقای رئیس جمهور!
من بهیچوجه نمی توانم پیروزی انقلاب اسلامی به رهبری حضرت امام را کوچک تر تلقی کنم!
من بهیچوجه نمی توانم رشادت ها و پیروزی های رزمندگان ۸ سال دفاع مقدس را کوچک تر تلقی کنم!
من بهیچوجه نمی توانم تسخیر لانه جاسوسی را کوچک تر تلقی کنم!
من بهیچوجه نمی توانم این مقایسه را درک کنم!
آقای رئیس جمهور!
تو را به خدا کمی از احساسات بکاهید و در سخنرانی های احساسی جملات صحیح انتخاب کنید.
چهار سگ در تیم حفاظتی دکتر محمود احمدی نژاد –رئیس جمهوری ایران- به منظور تشخیص بمب و مواد منفجره به کار گرفته شده اند که هر یک به قیمت 150 میلیون تومان از کشور آلمان خریداری شده اند.
این سگ ها که از باهوش ترین و اصیل ترین نژاد سگ های آلمانی به شمار می آیند، پیش از بازدید رئیس جمهور از نمایشگاه ها، همایش ها و یا اماکنی که به منظور سخنرانی یا بازدید در آن ها حضور می یابد، مستقر می شوند، منطقه ی مورد بازدید را کاملا کنترل می کنند و پس از اعلام وضعیت سفید، رئیس جمهور در محل حاضر می شود.
هر یک از این 4 سگ بالغ بر 150 میلیون تومان خریداری شده اند که در مجموع رقم 600 میلیون تومان به خرید آن ها اختصاص یافته است.
روز چهار شنبه ی گذشته (23/8/86) همزمان با بازدید دکتر احمدی نژاد –رئیس جمهوری اسلامی ایران- از نمایشگاه مطبوعات، این سگ ها در محل نمایشگاه رها شدند تا به انجام عملیاتی که نزد تیم حفاظتی و خبرنگاران به عنوان «چک و خنثی» معروف است بپردازند که البته خنثی کردن را باید از وظایف آن ها حذف کرد.
این عملیات در روز چهار شنبه از ساعت 12 ظهر آغاز شد و به گفته نمایندگان رسانه ها در غرفه های نمایشگاه با توهین آمیز ترین رفتارها از سوی تیم حفاظتی رئیس جمهور همراه بود.
با وجود این که خریداری و به کار گیری سگ ها به منظور هرچه سریع تر انجام شدن عملیات «چک و خنثی» انجام شده است این عملیات تا ساعت 14:30 به طول انجامید. ابتدا قرار شد در هر غرفه تنها یک نفر به عنوان متصدی و مسئول آن حضور داشته باشد، اما پس از مدتی تیم حفاظتی به این نتیجه رسیدند که مسئولان غرفه ها را هم از نمایشگاه بیرون کنند.
تمامی نمایندگان غرفه ها در ساعات یاد شده ناچار بودند پشت درها بایستند یا در پارک لاله قدم بزنند. اما این انتظار در ساعت 14:30 نیز پایان نیافت؛ چرا که رئیس جمهور با چهار ساعت تأخیر به نمایشگاه آمد و بازدید ایشان هم چندان به طول نینجامید.
آن چه باعث شد بازدید ایشان از نمایشگاه کوتاه و مختصر شود انفجار در سایت هسته ای پارچین واقع در شرق تهران بود؛ که البته خبر آن در رسانه های داخلی بازتابی نیافت.
نکته ای که برای حاضران جای پرسش داشت این بود که با وجود سگ هایی که عملیات کنترل محل را انجام می دادند چرا بازهم از گیت های دستی و کنترل منطقه به وسیله نیروهای انسانی استفاده می شد. صرف 600 میلیون تومان برای خریداری این سگ ها و دست آخر استفاده از نیروی انسانی برای اطمینان نهایی از امنیت منطقه ی مورد بازدید، باعث تعجب بسیاری از ناظران بود.
از سویی دیگر باوجود اعتقادات جمهوری اسلامی ایران و همچنین بسیاری از بازدیدکنندگان نمایشگاه، مبنی بر نجس بودن سگ، حضور این حیوان در چنین اماکنی موجب اعتراض عده ای شده بود که این اقدام را نیز با شعارهای ساده زیستی، عدالت طلبی و مبارزه با تجمل گرایی رئیس جمهور در تعارض می دانستند.
یک مقام آگاه که خود مدیر مسئول یکی از روزنامه های کثیرالانتشار کشور و وابسته به دولت است در پاسخ به اعتراض فردی که حضور سگ ها و همچین رفتار تیم حفاظتی احمدی نژاد را توهین آمیز توصیف می کرد گفت: «این تصمیم تیم حفاظتی است که مدیریت آن خارج از اختیارات رئیس جمهوری است.»
پیش از این پیشنهاد به کارگیری سگ در تیم حفاظتی دکتر حدادعادل –رئیس مجلس شورای اسلامی- نیز مطرح شده بود که حدادعادل با آن به شدت مخالفت کرد.
همچنین تا کنون به کارگیری سگ در تیم های حفاظتی روسای قوا و حتی مقام رهبری نیز مرسوم نبوده است.
***
چی بگم !!!!!!!!

قربون امام رضا (ع) برم که وقتی بطلبه خوب می طلبه
پنجشنبه ۲۵ آبان ساعت ۱۹:۳۰ یکی از اقوام تماس گرفت و گفت که صبح جمعه می خواهد با ماشین شخصی اش (به مرحمت دولت نهم چه جراتی داشت تو این وضعیت بنزین!) می خواهد برود مشهد و ما هم از خدا خواسته دعوتش را پذیرفتیم.
قربون امام رضا (ع) برم همه چیز مهیا بود. هتل ۴ ستاره (البته با تخفیف ۷۰ ٪ ) ، آب و هوای خوب ، حرم پر نور ، همفسر خوب و ...
قربون امام رضا (ع) برم ، قرار بود سه شنبه برگردیم اما دلمون نیومد شب میلاد پر برکت و پر نور و نوا ، مشهد نباشیم!
ما هم مثل یک مهمون پر رو موندیم تا پنجشنبه !!
جای همتون خالی ! جای همتون زیارت کردم. همه دوستان همفکر و غیر همفکر!
از امروز دوباره دور دوم سفرهای استانی شروع شد و مثل دفعه قبل اولین جایی که از برکات این سفر بهره مند شد استان خراسان جنوبی بود.
از همان ابتدای آغاز سفرهای استانی، این طرح، مخالفان و موافقان بسیاری داشت.
یکی از ایرادهایی که مخالفان به این طرح می گرفتند ایجاد هزینه سنگین بر دوش دولت بود. که البته در مقایسه با نتیجه های سفر قابل توجیه نبود.
در دور قبلی سفرها بیشتر وقت دولت در سخنرانی ها، دیدارهای عمومی و خصوصی با نخبگان، خانواده های شهدا و ... می گذشت.
جالب اینکه در آخر سفر، طی یک جلسه 4 الی 5 ساعته 200 تا 300 طرح تصویب می شد.!!!
قرار بود در این دور از سفرها دیگر از سخنرانی های پی در پی خبری نباشد اما متاسفانه بازهم شاهد سخنرانی های تکراری احمدی نژاد بودیم.
بازهم شعارهای همیشگی،
باز هم دفاع از حق هسته ای،
باز هم بد و بیراه گفتن به دشمنان واقعی و البته بعضا خیالی،
باز هم وعده های آنچنانی،
بازهم هندوانه گذاشتن زیر بغل مردم بیچاره،
باز هم انگولک کردن کشورهای طرف مذاکره،
باز هم زیر سوال رفتن دولت های قبل،
باز هم تعریف آنچنانی از دولت نهم،
بازهم چه کردیم و چه می کنیم،
باز هم طرفداری از آزادی بیان،
بازهم ایجاد انتظار و دیگر هیچ،
راستی بازهم قیمت نفت بالا و بالاتر رفت!!!
98 دلار و دیگر هیچ!!
معاون دفتر رئیس جمهور در مقدمه کتابی که به مناسبت سفر رئیس جمهور به کلمبیا چاپ کرده است، سفر آقای احمدی نژاد به کلمبیا را با عملیات فاو در جنگ تحمیلی و جنگ ۳۳ روزه لبنان مقایسه کرده و در نهایت افتخار فتح الفتوح که از عملیات فاو جنگ حزب الله و اسرائیل مهم تر است را برای سفر آقای احمدی نژاد به نیویورک و دانشگاه کلمبیا اختصاص داده است.
فرزندان این آب و خاک که در یکی از سخت ترین مراحل جنگ با تقدیم شهدای فراوان و جانبازان زیاد شهر استراتژیک فاو را با گذر از آب و در زیر آتش دشمن فتح کردند، سرمایه های تاریخی این مرز و بومند و تا تاریخ هست، هر ایرانی نسبت به رزمندگان ۸ سال دفاع مقدس احترام می گذارند. مقایسه فتح فاو با یک سفر عادی رئیس جمهور بدترین اهانت به جنگ و جبهه و مقاومت ملت ایران است. ظاهراً متملقان در تملق گویی هیچ مرزی نمی شناسند. اگر وقتی بحث هاله نور و معجزه هزاره و سقراط مطرح شد، به قول ابوذر غفاری به دهان متملقان خاک می پاشیدند، امروز سفر پرابهام رئیس جمهور به نیویورک برتر از فتح فاو معرفی نمی شد. کاش مسئولان رسمی دفاع از رزمندگان و جبهه و جهاد و سپاهیان و بسیجیان و ارتشیان جنگ دیده رودربایستی های سیاسی نداشتند و با این حرف های ناروا برخورد می کردند و نمی گذاشتند خون رزمندگان مدافع آب و خاک این ملت این قدر ارزان حراج شود.
نقل از وب نوشت
طی 2 سال گذشته که از عمر دولت نهم گذشته، مسئولان دولت به جای اینکه از عملکرد خود دفاع کنند بیشتر عملکرد دولت های قبلی را زیر سوال برده اند.
البته آقای خاتمی در این صحبت ها خیلی سر بسته به مواردی اشاره کرده که پاسخ بسیار خوبی برای عزیزان دولت نهمی می تواند باشد.
به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)،حجت الاسلام والمسلمين سيدمحمد خاتمي كه در جمع مديرمسوول، دبيران و روزنامهنگاران روزنامه سرمايه صحبت ميكرد با اشاره به ضرورت توجه به علم و تفاوتهاي بين علوم اجتماعي و علوم دقيقه گفت:«يكي از مشخصات دنياي امروز اعتبار دادن به علم است و البته يك مشكل در اين ميان وجود دارد و آن هم اين است كه بخواهيم علم را جاي دين قرار دهيم و يا بالعكس؛ بلكه بايد توجه داشت كه علم و دين هركدام جاي خودشان هستند و دين واقعي هم ديني است كه مخالف با علم نيست.»
اگر بخواهيم اقتصاد خوبي داشته باشيم بايد به علم و كاركارشناسي با معيارهاي علمي توجه كنيم
رييس بنياد باران همچنين اظهار كرد:«در زندگي روزمره نيز اين كه علم ميداندار باشد و كار كارشناسي در امور انجام بگيرد اين مساله پذيرفته شده است، تجربه هم نشان ميدهد كساني كه به علم در زندگي خود اعتبار بدهند، موفقتر خواهند بود وما نميتوانيم در مقابل اين مساله بايستيم. بنابراين اگر بخواهيم اقتصاد خوبي داشته باشيم بايد به علم و كاركارشناسي با معيارهاي علمي توجه كنيم و به خاطر اين كه الگوي ما در كشور با الگوي برخي كشورها ممكن است متفاوت باشد، ما نبايد با علم مخالفت كنيم، كه در اين مساله نيز آمار خيلي مهم است.»
خاتمي تصريح كرد:«يكي از مشكلاتي كه ما داريم، آمار است ؛ سياسي شدن مسايل سبب ميشود كه جامعه از علمي شدن دوري كند و آمار درستي وجود نداشته باشد. اگر خداي ناكرده مشكلي پيدا كرديم و براي رفع آن در معيارهاي آمارگيري و آمار دستكاري كرديم، ممكن است براي يك مدت برخي از مسايل پوشيده بماند و يا برخي از اشكالات را انكار كنيم، اما واقعيت اين است كه اين مساله مشكلات را حل نميكند.»
تغيير در معيارهاي علمي واقعيت را از بين نميبرد
وي با اشاره به مساله اي مثل تورم خاطرنشان كرد:«اگر در جامعه تورم وجود دارد و بالاتر از آن احساس فردفرد جامعه هم اين است كه تورم وجود دارد و مردم عادي هم تورم را در هنگام خريد خود احساس ميكنند. حالا شما آمار بدهيد كه تورم وجود ندارد و يا تغيري در معيارهاي علمي بدهيم که نتيجه دلخواه ما را بدهد؛ اما آن واقعيت از بين نميرود.»
سيد محمد خاتمي افزود:«متاسفانه اگر اين جامعه احساس كند كه به او راست گفته نشده است، ولو اين كه اين كار با حسننيت و نيت خير انجام شده باشد، اعتماد متقابل ميان عالمان و نخبگان با كساني كه مديريت جامعه را برعهده دارند، از بين ميرود و اگر اعتماد ميان مردم و مديريت از بين برود، مشكل بزرگي است كه بايد براي آن فكري انديشيده شود.»
هيچ دولتي نميتواند ادعا كند كه ظرف دو يا سه سال مي تواند مشكلات را حل كند
ساختار اقتصادي ما داراي بيماري ريشه داري است
متاسفانه رسم شده مسايل به صورت ديگري گفته شوند و دايما فرار به جلو صورت بگيرد
چه كسي ميخواهد دولتي در اين نظام وجود داشته باشد كه موفق نباشد؟ مگر اينكه آن فرد خائن باشد!
علميترين، كارشناسيترين و كارآمدترين برنامهاي كه بعد از انقلاب تدوين شده، برنامه چهارم توسعه است
مگر بدون شركت دادن بخش خصوصي ميتوان به اشتغال پايدار و مورد اطمينان رسيد؟
اگر درآمد سرانه ارتقا پيدا كرد و توزيع عادلانه در جامعه صورت گرفت ،عدالت معنا پيدا ميكند
15ميليارد تومان در حساب ذخيرة ارزي براي دولت کنوني گذاشتم
ظرف دو- سه سال گذشته چقدر از حساب ذخيرة ارزي صرف امور جاري كشور شده است؟
دولت بزرگترين رقيب بخش خصوصي است
ميزان ماليات را به نفع توليد، در بخش خصوصي كاهش داديم
اتهام زدن و مسائل را وارونه جلوه دادن نه به نفع اسلام و انقلاب است ؛ نه دردي از مردم و نظام درمان مي کند
دولت بايد از علم، واقعيتها و كارشناسان بهره بگيرد
دولت ايدهآل دولتي است كه نه تنها صددرصد به اهداف برسد بلكه از اهداف برنامه هم جلو بيفتد
بايد از رسانة ملي گلايه كرد...
اميدوارم خداوند همه ما را هدايت کند که صاقانه با مردم روبرو شويم
اگر مسايلي كه ادعاي اصلاح آن ميشود با احساس مردم مغايرت داشته باشد، ضدتبليغات است
رسانهها بايد سعي كنند تا واقعيات را به مردم اطلاع دهند
اگر ميگوييم ما طرفدار مردم هستيم بايد ملاك و معيارمان مشاركت مردم باشد
فعاليت در حوزه اطلاعرساني و ارايه آگاهي از كارهاي خوب جامعه است

رمضان دیگری آمد و رفت. دیر آمد، زود رفت و با رفتنش نسیم معطر فطر و عید سبکبالی و سپاس، وزدین گرفت. همیشه عید فطر که می آید، آدم احساس راحتی و سبکی می کند. گویی بارهایی را که مدتی است با خود حمل کرده است و سنگینی آن گرده اش را می آزرده بر زمین نهاده است. تلقی و باور این که یک ماه کمتر گناه کرده است و بیشتر اطاعت و بندگی، احساس خوبی را به آدم تلقین می کند. احساس بنده خوب شدن، بنده خوب بودن و احساس دوستی و یافتن یک دوست، که با بقیه فرق دارد و اگر آدم فراموشش کند او هیچ وقت بنده اش را فراموش نمی کند.
خدایا وقتی دوست با وفایی مثل تو دارم چی کم دارم! عید فطر همه مبارک!
*****
فردا ۲۱ مهر، روز تولد کسی که با اومدنش حرفای تازه ای زد. به همه ما نشون داد که اسلام نه تنها دین خشونت و جنگ و ستیز نیست. بلکه اسلام دین مهر و دوستی و صلح است. اسلام محمد (ص) همون دینی است که خدا با او راضی شد.
تولدت مبارک سید محبوب!




توضیح: اگر به پیوندهایی که گذاشتم نگاه کنید حتما می بینید که دوستان را به دو دسته همفکر و غیر همفکر تقسیم بندی کرده ام.
باید توضیح بدهم من فقط به وبلاگ هایی پیوند می دهم که در آن اصول اخلاقی کاملا رعایت شده باشد و در آن ها به هیچ وجه به کسی توهینی نشده باشد. از آنجایی که بنده از منتقدان دولت نهم هستم، کسانی که با من همفکر هستند در پیوند دوستان همفکر و دوستداران دولت نهم را در پیوند دوستان غیر همفکر لیست کرده ام.
*****
آیا آنها بیشتر از رهبری می فهمند!
امروز مقام رهبری دیداری با دانشجویان داشتند. مثل همیشه طیف و تیپ دانشجویان حاضر در جلسه توجه مرا جلب کرد. اگر یکبار به یک دانشگاه دولتی یا غیر دولتی سر زده باشید حتما متوجه نوع پوشش دانشگاه ها شده اید. مطمئنا دختران چادری کمتر به چشم می آیند. اما چیزی که من در جلسه دیدم نزدیک به ۹۵ درصد دختران چادری بودند!
آیا واقعا دانشگاه های ما اینگونه است؟
چرا مسولانی که این جلسات را ترتیب می دهند می ترسند مقام رهبری با واقعیت های جامعه آشنا شوند. آیا آنها بیشتر می فهمند؟؟؟
چرا باید فقط کسانی نزد مقام رهبری بروند که دارای پوشش چادر باشند؟؟؟
چرا؟؟