تبليغاتX
نسل سبز
نگاه شخصی به دنیای امروز
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
سید محمد خاتمی ضمن انتقاد از برخوردهای صورت گرفته با اصلاح طلبان و مردم معترض توسط جریان متحجر و متوهمی که حتی تلاش می کنند اصول گرایان باشخصیت را از صحنه به در کنند، هشدار داد که اگر جلوی حرف زدن افراد معتقد به نظام جمهوری اسلامی ایران گرفته شود، کسانی وارد عمل خواهند شد که با اصل نظام و انقلاب مخالف هستند.


رئیس جمهوری سابق ایران در دیدار با نخبگان و اقشار مختلف مردم استان یزد، با اشاره به قرار داشتن در آستانه سالروز شهادت حضرت امام جعفر صادق (ع) ضمن تسلیت این روز به شیعیان و همه انسان هایی که خواستار حقیقت و زیبایی هستند، گفت: معمولاً حضرت را به عنوان پیشوای مذهب جعفری می شناسند، اما واقعیت این است که امام صادق و پدرشان امام باقر بزرگترین مفسران حقیقت اسلام در دوره حیات خود بودند و بار اصلی معارف اسلام حقیقی بر دوش این دو بزرگوار بود. کاری که این بزرگواران انجام دادند ایستادگی در مقابل انحرافها و تحریفهایی بود که به خصوص در عرصه فكری، سیاسی و اجتماعی پدیدار شده بود و می رفت که مبانی عقیدتی و فکری اسلام را نابود کند؛ کاری که این بزرگواران کردند کار فوق العاده بزرگی بود و واقعاً اسلام مدیون این دو بزرگوار است که توانستند در آن برهه از زمان با فداکاری فراوان آن حقایق را منعکس کنند. متأسفانه در حوزه های علمیه ما بیشتر توجه به جنبه هایی می شود که مربوط به فقه شریعت است و به این دو بزرگوار استناد شده، حال آنکه این مسائل گرچه مهم است اما نسبت به معارفی که عمق اسلام و دین خدا را نشان می دهد به علل مختلف تاریخی کمتر توجه شده است. امیدوارم با توجه به زمینه های فراوان ناشناخته و کمتر مورد توجه قرار گرفته اسلام حقیقت، اسلام شریعت و اسلام طریقت، متناسب با دیدگاه این دو امام همام مورد توجه و واکاوی بیشتر قرار گیرد.
سید محمد خاتمی در بخش دیگری از سخنان خود گفت: امروز گفته می شود در این موقعیت حرف زدن مشکل است! حرف زدن برای چه کسی مشکل است؟ برای کسانی که به اصل انقلاب و راه امام پایبندند و حتی در این زمینه نقش مهمی در پیروزی و تثبیت انقلاب و خدمت به آن داشته اند و بارها گفته اند آنچه می خواهیم همان حقیقتی است که مورد خواست این ملت بزرگ بود، مورد تأیید امام بود و در جریان انقلاب تحقق پیدا کرد و به صورت قانون اساسی تبلور پیدا کرد. کسانی که به راه و رسمی معتقدند که با واقعیت تطبیق داشته و به مصلحت جامعه و مورد خواست اکثریت است؟ جمهوری اسلامی به معنی خاص کلمه، از دستاوردها و شاهکارهای بزرگ انقلاب است که در مرحله ایجابی آن مطرح شد. روح غالب مردم ما اسلامی است؛ بنابراین هیچ حرکتی در کشور موفق نخواهد شد مگر اینکه آشنا و وفادار به مبانی و اصول و فرهنگی جامعه باشد که این معیارها و مبانی به شدت اسلامی است.
در جامعه هیچ کس نمی تواند مدعی باشد بدون در نظر گرفتن اسلام یا کنار زدن آن می تواند توفیقی حتی در ایجاد آزادی، فضای آزاد و مستقل و پیشرو داشته باشد.
از طرفی ما در دنیایی به سر می بریم که حق، کرامت، حرمت و جایگاه مردم در ذهن بشر جا افتاده و این یک مسأله تاریخی است. اینکه مردم حاکم بر سرنوشت خویش هستند یک دستاورد بسیار عظیم دوران معاصر است که با رجوع به منابع و مبانی اصلی دین خودمان آن را خواهیم جست. احترام به انسان، حاکمیت انسان، آزادی سیاسی و اجتماعی انسان مسائلی است که در زمان پیامبر، امیرالمؤمنین و در متن آموزه هایی که از آن بزرگواران و دیگر بزرگان دین به دست ما رسیده است وجود داشته است. امروز ما در دنیایی به سر می بریم که پذیرفته است حکومت ها دیگر نمی توانند مستبد باشند و از بالا بر مردم تحمیل شوند و فقط آنها حق فرمان روایی داشته و مردم مجبور و محکوم به اطاعت محض و مطلق از آنها باشند، بلکه این نتیجه به دست آمده است كه حکومت مطلوب حکومتی است که برآمده از مردم باشد و از مردم نمایندگی کند و در نتیجه در برابر حقوق مردم نیز مسؤول است.
جمهوری اسلامی هم بر همین اساس مطرح شده و در عین حال که با معیارهای اسلامی سازگار است، حق حاکمیت مردم بر سرنوشت خود را که در اصل 56 قانون اساسی به زیبایی تمام مطرح شده به رسمیت می شناسد.
جمهوری اسلامی این ظرفیت را دارا است که از مزایای دستاوردهای نیکوی بشر در طول تاریخ بهره مند بوده و در عین حال از بدی های موجود بری باشد؛ ما همچنان اینگونه به جمهوری اسلامی می نگریم و پایبند به آن هستیم.
واقعاً باعث تأسف است که امروز حرف زدن برای کسانی مشکل شده است که چنین دیدگاهی دارند و با این نگاه به مردم و اسلام و انقلاب و امامشان می نگرند؛ و اینگونه القا می شود که حرف زدن این افراد یعنی تخریب نظام، نظامی که همین افراد حاضرند جانشان را برای واقعیت اصلی آن فدا کنند.
این مشکل بزرگی است که حتی این افراد هم نتوانند حرف بزنند. اگر این ها نتوانند حرف بزنند می دانید چه وضعی پیش خواهد آمد؟ آن وقت در این فضای بسته یک جانبه، هسته های عمل به وجود می آید، عملی که متوجه نفی همه اینها خواهد بود، همچنان که ما متأسفانه نشانه های آن را در جامعه می بینیم.
وقتی جلوی صداهای اصیل گرفته می شود هیجان ایجاد می شود و بعضی صداهایی شنیده می شود که از قضا مطلوب نیست. اگر در بخش هایی از جامعه مسأله جمهوری اسلامی مورد كم لطفی قرار می گیرد، دلیلش این است که معتقدان به جمهوری اسلامی نمی توانند در امنیت حرف خود را بزنند و در این شرایط است که کسانی لب به سخن می گشایند که به اصل نظام اعتقاد ندارد.
وقتی حرف زدن برای کسانی که معتقد و پایبند به نظام هستند پرهزینه شد، احتمال عمل از سوی کسانی پیش می آید که اصل را قبول ندارند.
تأکید می کنم که نمی توان با برخوردهای سخت افزاری در وضعیت موجود برای مدت زمان طولانی از نظام حفاظت کرد. چرا باید اسلام را به گونه ای عرضه کنیم که بخش هایی از جامعه از اسلام زده شوند یا حداقل از نظامی که به نام اسلام هست رو بگردانند؟ ما امروز شاهد این مسائل هستیم و به همین دلیل است که می گویم نتیجه روش هایی که مخالف خود را متهم به براندازی می کند، براندازی است.
سید محمد خاتمی سپس با ابراز تأسف شدید از سوق دادن و انبوه شدن بخش هایی از جامعه به سوی هدف هایی که دیگر نه مورد خواست امام بوده، نه مورد خواست اولیه مردم، نه مورد خواست او و همکفرانش افزود: این مسأله مهمی است که باید در آن تأمل کرد؛ ما در این جریانات خسارت های زیادی را متحمل شدیم، و البته دستاورد بزرگی هم داشتیم؛ منتهی در این حالت بحرانی و هیجانی اگر نتوان این دستاوردها را جمع بندی کرد و جهت داد معلوم نیست در آشفته بازار نتیجه کار چگونه رقم بخورد؟
بزرگترین خسارتی که در این دوران وارد شد اهانت به ملت بود. حرکت اصیل، مدنی و میلیونی مردم معترض حرکتی بود همسو با ارزشهای انقلاب و در مسیر حرکت جمهوری اسلامی بود و بزرگترین اهانت این بود که این حرکت مردمی را حرکتی اغتشاشی نامیدند و به مردم اهانت کردند و برای مقابله با این اعتراض مردمی رفتارهایی را مرتکب شدند که به هیچ وجه با معیارهای اسلام، قانون اساسی، شرع و عرف و وجدان بشری سازگار نبود و زیانهای بزرگی هم به بار آورد. متأسفانه فضایی ایجاد شد که خسارات مادی و تلفات جانی زیادی به بار آورد و به حیثیت انسان ها لطمه خورد؛ شخصیت های بزرگی دستگیر شدند و تحت فشار قرار گرفتند و انسان هایی مورد هجمه همه جانبه قرار گرفتند.
ایجاد این فضای یک جانبه توأم با نسبتهای ناروا به سرمایه های واقعی نظام با هدف دفع و رفع و از صحنه بیرون راندن آنها روش های نخ نمایی است که نتیجه عکس خواهد داد و در دید جامعه نتیجه معکوس خواهد داشت؛ چرا که می بینیم اکثریت جامعه از آن چه رخ داده و ادامه دارد ناراضی است و وقتی در توجیه آن اعمال غلط، رفتارهای نادرست دیگری با افراد و شخصیت ها می شود قضاوت مردم دقیقاً عکس آن چیزی خواهد بود که مراد و مطلوب جریان های خاص است.
به صراحت می گویم بحث بر سر دعوای راست و چپ یا اصولگرا و اصلاح طلب نیست؛ صحبت بر سر این است که جریان تنگ نظر، خشونت گرا و یكسونگر متحجر و متوهمی که بسیاری از اعضای آن سابقه چندانی در انقلاب نداشته یا امتحانشان را نداده و یا از آزمون سربلند بیرون نیامده اند می خواهند هر آنکه را که نمی پسندند از صحنه بیرون کنند؛ نه تنها از عرصه حاكمیت، بلكه از صحنه جامعه و از نظر آنها حتی اصولگرایان با شخصیت هم در صورت مخالفت نباید در جامعه حضور داشته باشد.
این جریان اصلاح طلبان را متهم می کند به همه اتهاماتی که شایسته دشمنان انقلاب و اسلام است و در نتیجه عرصه به گونه ای تنگ خواهد شد که تصویری از اسلام و انقلاب به دست می آید که تنها عده ای معدود که امکانات گوناگون و گسترده ای در اختیارشان قرار گرفته از آنها نمایندگی می کنند و جز آنها همه باید از صحنه به در روند.
این جریان باید بداند که با زور نمی تواند در متن جامعه و مردم حاکمیت یافته و با این روش هرگز پایگاه مستحکمی در میان مردم نخواهد داشت. با زور و با روشهای پلیسی و نظامی می شود برای مدتی استراتژی مشخصی را پیش برد، ولی این روش ها و استراتژی ها نمی توانند تداوم پیدا کنند.
ما همچنان بر سر حرف های اصلی خود هستیم. انقلاب اسلامی منشاء هویت ما است و نقطه عطف بزرگی در تاریخ ایران. ماحصل مردمی ترین انقلاب تاریخ هم جمهوری اسلامی است که برای ما مقدس است. و همانطور که از نام آن پیداست در جمهوری اسلامی همچنان که از اسلام دفاع می کنیم مدافع مردم رأی و حقوق اساسی آنان نیز هستیم. کسانی که به رأی مردم معتقد نیستند و حاضرند در رأی مردم تصرف کنند یا آن را نادیده انگارند، با انقلاب و جمهوری اسلامی بیگانه اند؛ این راه و رسم ما است و صحبت ما همواره این بوده و هست: بیاییم قانون اساسی را به درستی اجرا کنیم.
چرا قانون اساسی زیر پا گذاشته می شود؟ مگر قانون اساسی حق فعالیت تشکل ها، اظهار نظر و حضور آزاد مردم را تصریح نکرده است؟ مگر ما با شیوه هایی که پیامبر و ائمه داشتند آشنا نیستیم که برای آزادی مردم احترام قائل بودند؟ مگر حضرت امیرالمؤمنین با بدترین مخالفانش برخورد می کرد حتی اگر بدترین ناسزاها را می شنید؟
چرا به قانون اساسی عمل نمی شود؟ قانون اساسی رأی مردم و انتخابات آزاد و رقابتی را حق مسلم آحاد جامعه دانسته و وظیفه مسلم برای مسؤولان نظام را توجه و احترام و صیانت از این حق دانسته است. حال اگر کسی معترض باشد که این اصل درست پیاده نشده، جواب خود را باید با برخوردهای تند و غیرقانونی بگیرد؟
بیایید به قانون اساسی بازگردیم، البته در صورتی که تفسیرهای دل بخواهی از آن نشود و کسانی از آن نگهبانی کنند که به مردم و معیارهای قانون اساسی اعتقاد داشته باشند و تحت تأثیر و سیطره جریانات بیرونی قرار نگیرند و رفتارهایی نکنند که مخالف روح و حتی نص صریح قانون اساسی باشد و اگر این بازگشت صورت گرفت بسیاری از مشکلات حل خواهد شد.
ما دلمان برای ایران می سوزد؛ ایرانی که با استعدادها و امکانات منحصر به فردش باید سربلند و سرفراز باشد و متأسفیم که باید بگوییم این امکانات نه تنها درست به کار نرفته، بلکه بسیاری از آنها تلف شده و از بین رفته است. می توان قاطعانه گفت مسیری که در این مدت طی کردیم از جمله دور شدن از اهداف چشم انداز بیست ساله است.
آن چه برای ما مایه تأثر است اینکه رفتارهای صورت گرفته و سیاست های اتخاذ شده چهره نظام و جمهوری اسلامی را در دنیا خدشه دار کند. اگر با خواست مردم همسو شویم کم هزینه تر و سریع تر به هدف می رسیم و اگر نشویم این حرکت ادامه خواهد داشت، ولی با هزینه های بسیار زیاد و البته مسلم است که این حرکت از بین نخواهد رفت.
مطمئن باشید نه مردم از این راه بر خواهند گشت و نه آن کسانی که با همه وجود به این راه اعتقاد دارند. فضای ایجاد شده و برخوردهای صورت گرفته می تواند به زیان همه تمام شود، نه فقط به زیان اصلاح طلبان یا به زیان مردم؛ گرچه خسارات بسیار بزرگی به مردم وارد شده، خون هایی به ناحق ریخته شده و بازداشت ها و فشارهای غیرقانونی صورت گرفته است.
حداقل انتظار ما این بود که با تحولات صورت گرفته در قوه قضائیه شاهد دگرگونی رفتارها نسبت به روند دستگیری ها و بازداشت شدگان و نیز متجاوزین به حقوق مردم و جنایکاران و مجرمان باشیم و رفته رفته تغییرات اساسی در فضای بسیار مسموم حاکم بر جامعه را لمس کنیم، فضای خطرناکی که از سوی جریانی خاص که امکانات متعلق به ملت را در اختیار گرفته به آن دامن زده می شود؛ هنوز هم امیدواریم كه این تحول آغاز شود.
امیدوارم در یک فضای امن و آزاد و با حفظ اصول و معیارها، همه کسانی که علاقمند به اسلام اصیل و ایران عزیز هستند و سرمایه های واقعی این مرز و بوم به شمار می آیند حق و حقوق مسلمشان را استیفا نموده، دوباره در عرصه حضور یابند و ما هم با موضع انتقادی و اعتراضی نسبت به روشهای موجود در صحنه حضور داشته باشیم.
آنچه که امروز شاهد آن هستیم به هیچ روی مطابق معیارهای قانون اساسی و اهداف انقلاب اسلامی نیست. اصلاحاتی که من از آن سخن می گویم اصلاح انحرافاتی است که از معیارهای اصلی قانون اساسی و راه امام صورت گرفته و معتقدیم هر انحرافی که در این زمینه به وجود آمده باید با انتقاد، با گفت و گو و با میدان دادن به کسانی که به راستی دلبسته انقلاب و جمهوری اسلامی هستند اصلاح شود. اگر راه اصلاح بر وفاداران به قانون اساسی و جمهوری اسلام بسته شود، راه برای جریاناتی باز خواهد شد که این اصول را قبول ندارند و نگرنی ما از این است که بزرگترین زیان و خسارت به اصل انقلاب و جمهوری اسلامی وارد شود که ان شاء الله اینچنین نخواهد شد. آنهایی که به این اصول و معیارها اعتقاد قلبی دارند، هرگز مأیوس نخواهند شد و البته باید به خدا توکل داشت، راه را به درستی تشخیص داد و آمادگی پرداخت هزینه برای رسیدن به هدف در این راه درست را نیز داشت.

منبع: سایت شخصی سیدمحمد خاتمی

+ نوشته شده در  یکشنبه 19 مهر1388ساعت 8:16 بعد از ظهر  توسط محمد و لیلا  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
در حالیكه روزنامه كیهان با استناد به كتاب هومن مجد مدعی دیدار خاتمی وسوروس شده است،مجد با تكذیب صریح این دیدار هرگونه برداشت از كتاب خود را كه موید دیدار خاتمی وسوروس باشد بی اساس می داند.

 

عكس هومن مجد را در در دفتر خاتمی در تهران(سال ۲۰۰۸) نشان می دهد

در روزهای گذشته و پس از آنكه یكی از متهمان محاكمات «كودتای مخملی» اظهار داشت محمد خاتمی، رئیس جمهوری پیشین ایران طی دیدار خود از آمریكا در سال ۲۰۰۶با جورج سوروس، بنیان‌گذار «موسسه جامعه باز» دیدار داشته است، رسانه‌های دولتی به انتقاد شدید از خاتمی پرداخته و تكذیبیه دفتر وی را نیز دروغ خوانند.

هومن مجد روزنامه‌نگار و نویسنده مقیم آمریكا كه در سال ۲۰۰۶ همراه محمد خاتمی بوده، درباره سفر دو هفته‌ای رئیس‌ جمهوری پیشین ایران می گوید:  من در كتابم نوشته‌ام كه شمار زیادی از آمریكایی‌های شناخته شده‌ مایل بودند با آقای خاتمی ملاقات كنند؛ مثلا آقای جورج سوروس كه چهره معروفی است و آمریكایی‌ها وی را می‌شناسند؛ من در كتابم نوشته‌ام كه از میان این افراد سرشناس آقای بلوم توانست با آقای خاتمی ملاقات كند.

ریچارد بلوم، یك سرمایه‌دار آمریكایی و همسر سناتور دموكرات دایان فاینستاین، است. ریچارد بلوم سابقه آشنایی و دوستی با جیمی كارتر، رئیس جمهوری پیشین آمریكا، دارد؛ وی با هواپیمای شخصی خود و به تنهایی به بوستون آمد تا آقای خاتمی رو ببیند.

هنگامی كه ریچارد بلوم به هتل آقای خاتمی آمد، من هم در آنجا بودم و بحث بر سر این بود كه اگر امكان داشته باشد، وی می‌تواند كمك كند كه آقای خاتمی و آقای كارتر با یكدیگر ملاقات كنند؛ آقای خاتمی هم گفتند این امكان وجود ندارد و از وی تشكر كردند.

جیمی كارتر پیش از این فكسی به دفتر نمایندگی ایران در سازمان ملل فرستاده بود و خطاب به‌آقای خاتمی نوشته بود اگر امكان دارد مایل است در این سفر با وی دیدار داشته باشد. آقای خاتمی هم از طریق همین دفتر پاسخ داد كه سپاسگزارم اما این امكان وجود ندارد و هیچ تماس دیگری صورت نگرفت.

از سوی دیگر ریچاد بلوم از مخالفان دولت بوش و  مخالف نحوه رفتار وی با ایران بود و شنیدن نظرات آقای خاتمی در مورد اینكه ایران و آمریكا چگونه می‌توانند از تنش‌ها كم كنند، برای شخص وی جالب بود. دیدار آقای بلوم و خاتمی نزدیك به ۲۰ تا ۲۵ به طول انجامید؛ ریچارد بلوم آمده بود تا بگوید این امكان وجود دارد تا آقای خاتمی با هواپیمای شخصی وی برای ملاقات با جیمی كارتر به آتلانتا برود؛ چراكه جیمی كارتر پیشتر از آقای خاتمی دعوت كرده بود، اما وی دعوت را قبول نكرده بود.

اما ظاهراً به نظر می‌رسد چون من در كتابم از جورج سوروس به عنوان یكی از آمریكایی‌های شناخته‌شده‌ كه علاقه‌مند بود با آقای خاتمی دیدار كند، نام برده‌ام، این سوء تفاهم به‌وجود آمده است كه آقای جورج سوروس و ریچارد بلوم با یكدیگر در بوستون با آقای خاتمی ملاقات داشته‌اند.

من تنها از این رو از جورج سوروس نام بردم كه برای مردم آمریكا شناخته شده است و آن زمان هم علیه جورج بوش و برای دموكرات‌ها فعالیت می‌كرد؛ مردم آمریكا كمتر ریچارد بلوم را می‌شناسند و همسر وی سناتور فاینستاین برای آمریكایی‌ها شناخته‌شده‌تر است.

اگر كسی از متن من این نتیجه را بگیرد كه آقای سوروس و آقای بولوم به همراه یكدیگر به دیدن آقای خاتمی رفته‌اند، این نتیجه غلط است؛ اگر به زبان اصلی كتاب خوانده شود، متن چنین مفهومی نمی‌دهد و منظور جمله آن چیزی نیست كه سایت الف آورده است.

آقای خاتمی در آن سفر 2006 مترجم رسمی نداشتند و من در این مدت هم مترجم ایشان بودم و هم مشاور.


متأسفانه این روزها مرتب در ایران می‌گویند، آقای خاتمی در سال ۲۰۰۶ برای راه انداختن انقلاب مخملی با آقای سوروس دیدار كرده است؛ من در تمام سفر  آقای خاتمی به واشینگتن، بوستون و شیكاگو همراه وی بودم؛ نه دیداری با آقای جورج سوروس صورت گرفت و نه بحثی علیه دولت جمهوری اسلامی شد؛ فقط و فقط مسئله آقای خاتمی مؤسسه گفت‌وگوی تمد‌ن‌ها بود و جالب آنكه در تمام مدت در هر جلسه‌ای كه برگزار شد، آقای خاتمی از ایران و دولت ایران و برنامه هسته‌ای ایران دفاع می‌كرد.

در آن موقع دولت آقای احمدی‌نژاد تنها یك سال بود كه بر سر كار آمده بود و آقای خاتمی هیچ انتقاد و برنامه‌‌ای علیه این دولت مطرح نكرد. من از بحث‌های مطرح شده درباره آقای خاتمی  تعجب می‌كنم. در آن زمان حتی رسانه‌های رسمی جمهوری اسلامی نیز از سفر آقای خاتمی گزارش تهیه كرده بودند.

+ نوشته شده در  یکشنبه 19 مهر1388ساعت 4:21 بعد از ظهر  توسط محمد و لیلا  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
احمدجان سلام. نامه ات به ميرحسين و خاتمي و پيشتر از آن به کروبي را خواندم. من با تو از بيخ هم عقيده ام، راستش حين نوشتن اين نامه ديدم در کوچه سر و صدا است و يک کارگر ساختماني معتقد است همسايه روبه رويي تعدادي از آجرهاي آنها را برداشته و ديوار خودش را تکميل کرده. او مدام داد مي زد؛ «خشت مارو دزديدن/ دارن باهاش پز مي دن.» و اين هم از تاثيرات مخرب خاتمي و ميرحسين و کروبي است.

احمد، من در اين نامه ادله اينکه چرا صدها هزار نفر در روز جمعه مثل چنار سبز شده بودند و خجالت هم نمي کشيدند را برايت توضيح مي دهم. همه اش تقصير خاتمي و کروبي و ميرحسين است. اينها از اول هم دنبال انقلاب مخملي بودند. ابتدا هر سه با اعلام کانديداتوري براي انتخابات رفتند توي کار مخمل، البته بعد خاتمي انصراف داد و از رويه مخمل رفت توي کار آستري.

بعد از انتخابات هم در 25 خرداد، سه و نيم ميليون نفر را همين ها با زور و حتي بنا به بعضي گزارشات با چک و لگد کشاندند توي خيابان ها. به اين ترتيب که کروبي با مردم دست به يقه مي شد و آنها را از خانه خارج مي کرد. ميرحسين آنها را مي پيچيد لاي پارچه سبز. خاتمي هم که خط اش از بقيه بهتر بود روي کاغذ برايشان شعار مي نوشت مي داد دست شان.

احمد مي خواهم باز هم اين سه تن را برايت افشا کنم. همان روزها اينها در يک اقدام هماهنگ به سوي مردم هجوم بردند. خودم ديدم کروبي باتوم دست اش بود. ميرحسين هم از اين سپر شيشه يي ها دستش گرفته بود و ذوق مي کرد. خاتمي هم لباس پلنگي پوشيده بود و سوار موتور بود. لاکردار هر چيزي که سوار مي شود و هر لباسي که مي پوشد خوش تيپ مي شود،

احمد اين چند نفر خيلي ها را بازداشت کردند. البته من دقيق نمي دانم مسوول کهريزک کدام يک از اينها بوده. اما دوستان مي گويند تقسيم کار کرده بودند. صبح تا ظهر ميرحسين مي رفت کهريزک، ظهر تا غروب کروبي، خاتمي هم که تيپ هنري است تا لنگ ظهر مي خوابيد از غروب به بعد مي رفت آنجا. تلويزيون اين سه نفر هم مردم را عصبي تر کرد. نه وقتي کروبي اخبار مي گفت از معترضين کوچک ترين اثري بود، نه در برنامه هاي تحليلي ميرحسين و نه در گفت وگوهاي خبري خاتمي (مي داني که خاتمي همه اش در کار گفت وگو است،)

حتي اين افراد اخيراً در اقدامي مذبوحانه باعث شدند سران بسياري از کشورها حين سخنراني رئيس دولت بعد از نهم، صحن سالن سازمان ملل را ترک کنند به اين شکل که ميرحسين با خودش ميخ برده بود آنجا، خاتمي هم حواس شان را پرت کرده بود طوري که مي گفتند چه آقا، چه خوش صحبت و کروبي هم ميخ ها را روي صندلي ها گذاشته تا آنها وسط صحبت هاي احمدي نژاد نتوانند بنشينند و مجبور شوند سالن را ترک کنند.

احمدجان ديدي که من حتي از تو با خودت هم عقيده ترم. باز هم از همين نامه ها بنويس.

 

منبع : سایت کرمان نما

+ نوشته شده در  شنبه 4 مهر1388ساعت 6:36 بعد از ظهر  توسط محمد و لیلا  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
حتما خبر دیدار سید محمد خاتمی با جورج سورس را در روزنامه امروز کیهان و خبرگزاری های حامی دولت دیده و شنیده اید.

" خاتمی به من گفت با حکومت مذهبی نمی توان به دموکراسی دست یافت "

از آنجایی که خبرسازی های حامیان دولت چیز تاز های نیست اما پرداختن به این دروغ ها و تهمت ها پس از گذشت تنها ۲ روز از سخنان مقام رهبری در خطبه های نماز جمعه واقعا جای تعحب دارد.

وقتی مقام رهبری می گویند از تهمت زدن به افراد و نظام خودداری کنید مطمئنا ۵۰ درصد مخاطبشان اصولگرایان حامی دولت و مخالف اصلاح طلب است.

جالبتر آنکه سید محمد خاتمی عزیز ، هر روز مجبور است خبرهای کذب این طرفدران ذوب در ولایت را تکذیب کند.

" دفتر خاتمی دروغ پردازی رسانه های حامی دولت را تکذیب کرد "

از همین رفتارهای آقایان، دقیقا می شود به پاینبدی ایشان به ولایت فقیه پی برد.

یا حق

+ نوشته شده در  سه شنبه 31 شهریور1388ساعت 5:40 بعد از ظهر  توسط محمد و لیلا  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
دقیقا ۶۰۶ روز دست از نوشتن کشیدم.

دلایل زیادی برای این فاصله وجود دارد. دل آزردگی از اوضاع سیاسی و اجتماعی جامعه، انحصار طلبی درصدی از جامعه که باعث شدند خیلی ها همچون دچار نوعی دلسردی شوند و  و  و

بعد از انتخابات شاهکار امسال و وقایع پس از آن، خیلی دوست داشتم بنویسم اما مشغله بسیار زیاد اجازه اینکار را نمی داد.

اما دلم نیامد از نسل سبز دل بکنم.

دوباره خواهم نوشت سبز تر از نسل سبز ،

یا حق 

+ نوشته شده در  یکشنبه 29 شهریور1388ساعت 5:1 بعد از ظهر  توسط محمد و لیلا  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
می نویسم چون قاطی کردم ! می نویسم چون خیلی وقته که قاطی کردم !

سال هاست که احترام به روحانی و آخوند فراموش شده! یا بهتر بگویم بی احترامی باب شده. سن من که اجازه نمی دهد اما می گویند قبل از انقلاب روحانیون (و صد البته روحانیت مبارز!) به قدری در بین توده مردم دارای ارج و قرب بودند که تا کسی آخوندی را می دید به احترام لباس مقدسش به پا می ایستاد. اما الان کافیست آخوندی از محلی عبور کند. فحش و بد و بیراه و تهمت است که نثارش می کنند.

من همیشه فکر می کردم که اینها عوامند و متاسفانه عوام همه چیز را سطحی می بیند و قضاوت می کند. اما امروز در گشت و گذارم در سایت های خبری مطلبی را دیدم که باور نکردم.

سید ناصر قوامی رییس کمیسیون حقوقی و قضایی مجلس ششم ، به علت عدم التزام به اسلام و ولایت فقیه رد صلاحیت شده است. لینک خبر

من البته ایشان را تا امروز ندیده بودم و نمی شناختم اما خدا وکیلی کجای این بنده خدا داد می زند که مسلمان نیست!!!؟؟؟

 

 

اینجاست که آدم (اگر خدا قبول کند و التزام به انسانیت ما را هم رد نکنند!) قاطی می کند!

من اصلا از این به بعد همیشه قاط قاطم!!

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 3 بهمن1386ساعت 10:48 بعد از ظهر  توسط محمد و لیلا  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
خیلی وقت بود دست و دلم نمی اومد که بنویسم. اصلا حوصله نوشتن نداشتم. اما حتما سعی می کردم به وبلاگ دوستان سر بزنم. این دفعه هم خیلی حوصله نوشتن ندارم اما نتونستم از مطلب دوست عزیزم آقای حامد فدایی بگذرم. پس با اجازه ایشون کل پست جدیدش رو کپی می کنم.

 

 

دید موسی شـبـانی را به راه                  کو همی گوید ای خدا و ای اله

تــو کجایی تا شوم من چاکرت               چارقت دوزم کنم شانه سرت

دســتکت بــوسم بمالم پایکت              وقت خواب آید بروبم جایکت

.......

گفت موسی هان خیره‌سر شدی   خود مسلمان ناشده کافر شدی

.......

گفت ای موسی زبانم دوختی               وز پشیمانی تو جانم سوختی

جامه را بدرید و آهی کرد تلخ              سر نهاد اندر بیابان و برفت

وحی آمد سوی موسی از خدا               بنده ی ما را زما کردی جدا

تو برای وصل کردن آمدی

نی برای فصل کردن آمدی

ما برون را ننگریم و قال را

ما درون را بنگریم وحال را


محرم شد٬

خواستم از حاج منصورها بنویسم و مداحان حکومتی٬ همراهی سفرهای استانی و عناد با رقیب انتخاباتی٬ خواستم از هیئتهای عزاداری بنویسم و فخر فروشی عَلَمهایشان٬ سینه و زنجیرزدنهای همراه با دُهُل و طبل و گاهی هم اُرگِ کاسیو!!!٬ خواستم از شب زنده داری بنویسم و خواب روز٬ دادن نذری با لقمه شُبهه٬ سی دی های دیوانگان و مریدان و استهزاء توحید و بندگی٬ خواستم از نوشیدن لیوان نیم خورده رییس جمهور بنویسم و تبرّک گدایانِ تایید صلاحیت٬ سنّتِ خواندنِ ترجمه قرآن در گرماگرم ثبت نام نمایندگان مجلس.

اما من «فصل کردن» را دوست ندارم٬ بگذار هرکس آنطور که دوست دارد باورهایش را بشناسد٬ مهم اینست که در باورهایش صادق باشد٬ حداقل با خودش٬ پیامبران هم مبعوثِ همین راهند٬ عشق به خدای یگانه و صداقت در این باور٬ عاشورا و کربلا و محرم بهانه است برای آنکه مقصود است٬ مقصود تویی کعبه و بتخانه بهانه٬ توسل شیعه بر خاندان است اما توکلش و تعبّدش برای خداست٬ کَلب الرقیه بوی راستی نمی دهد اگر از جنسِ « دستکت بوسم» نباشد٬ صدای خوش چه بیش از پاواراتی دارد اگر صداقت عجینش نباشد٬ این دهه عزیز چه برایمان دارد اگر نفهمیم حسین (ع) خود را قربانی امر به معروف کرد نه ملّتش را٬ آه که نمیفهمم و عاجزم از این ادراک که چرا حج را برای خدمت نیمه کاره رها کرد٬ اما آنجا که «صداقت در باورها» حرف اول و آخر را میزند چه جای تعجب از صبر زینب٬ خون خواهان زیادی که بعد از روز عاشورا حسین(ع) را امام دانستند کدامشان صداقت سجاد(ع) را داشتند٬ باورهایمان مقدسند اگر صادق باشیم که او برون را ننگرد و قال را ٬ او درون را میبیند و حال را.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 20 دی1386ساعت 11:52 بعد از ظهر  توسط محمد و لیلا  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
از ابتدای آغاز دولت نهم، بارها شاهد ارائه آمارهایی از سوی دولت و بویژه شخص رئیس جمهور بودیم که با واقعیت های موجود بسیار متفاوت بوده است. همچنین وعده هایی داده می شد که حداقل انجام آنها طی ۴ سال غیر ممکن می نمود.

همگی به خاطر دارند که قرار بود سفره های ایرانی رنگ نفت به خود بگیرد.

همگی به خاطر دارند که قرار بود کابینه ۷۰ میلیونی تشکیل شود.

همگی به خاطر دارند که قرار بود شهریه دانشگاه ها (شما بخوانید دانشگاه آزاد) کم شود.

همگی به خاطر دارند که تورم ۲۵ تا ۳۰ درصدی ۱۰.۸ درصد اعلام شد و قرار بود که تک رقمی شود اما ...

همگی به خاطر دارند که قرار بود نام مفسدین اقتصادی اعلام شود.

همگی به خاطر دارند که قرار بود آقازاده های چندشغله ، یک شغله شوند اما ...

همگی به خاطر دارند که میزان رضایت مندی مردم از سهمیه بندی بنزین ۸۵ درصد اعلام شد.

و همگی به خاطر دارندهای بسیاری که از زبان شخص رئیس جمهور شنیدیم که شاید بشود خیلی از آنها را بی خیال شد.

اما هرچقدر خواستم از این سخن جدید احمدی نژاد بگذرم نشد!!!

 

" رئیس جمهور در واکنش به انتشار گزارش سازمان‌های اطلاعاتی دولت آمریکا درباره موضوع هسته ای ایران، آن را بزرگترین پیروزی سیاسی سده اخیر ملت ایران دانست و آن را اعلام پیروزی ملت ایران در ماجرای هسته ای در مقابل همه قدرت های جهانی‌ اعلام کرد. " لینک مطلب

نمی دانم آیا تعریف سده تغییر کرده یا مفهوم پیروزی!! یا شاید منظور از سده همین ۲ سال گذشته از عمر پر برکت دولت نهم می باشد.

آقای رئیس جمهور!

من بهیچوجه نمی توانم پیروزی انقلاب اسلامی به رهبری حضرت امام را کوچک تر تلقی کنم!

من بهیچوجه نمی توانم رشادت ها و پیروزی های رزمندگان ۸ سال دفاع مقدس را کوچک تر تلقی کنم!

من بهیچوجه نمی توانم تسخیر لانه جاسوسی را کوچک تر تلقی کنم!

من بهیچوجه نمی توانم این مقایسه را درک کنم!

 

آقای رئیس جمهور!

تو را به خدا کمی از احساسات بکاهید و در سخنرانی های احساسی جملات صحیح انتخاب کنید.

 


 

+ نوشته شده در  جمعه 16 آذر1386ساعت 5:16 بعد از ظهر  توسط محمد و لیلا  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
وقتی این خبر را شنیدم واقعا نمی دانستم چه بگویم!
 
اولین رئیس جمهور ساده زیست و این همه ....
 
بیچاره شهید رجایی که هر وقت بخواهند اعتبارش را به بازی می گیرند!
 
 
***
 
چهار سگ600میلیون تومانی از احمدی نژاد محافظت می کنند!!


چهار سگ در تیم حفاظتی دکتر محمود احمدی نژاد –رئیس جمهوری ایران-  به منظور تشخیص بمب و مواد منفجره به کار گرفته شده اند که هر یک به قیمت 150 میلیون تومان از کشور آلمان خریداری شده اند.

این سگ ها که از باهوش ترین و اصیل ترین نژاد سگ های آلمانی به شمار می آیند، پیش از بازدید رئیس جمهور از نمایشگاه ها، همایش ها و  یا اماکنی که به منظور سخنرانی یا بازدید در آن ها حضور می یابد، مستقر می شوند، منطقه ی مورد بازدید را کاملا کنترل می کنند و پس از اعلام وضعیت سفید، رئیس جمهور در محل حاضر می شود.

هر یک از این 4 سگ بالغ بر 150 میلیون تومان خریداری شده اند که در مجموع رقم 600 میلیون تومان به خرید آن ها اختصاص یافته است.

روز چهار شنبه ی گذشته (23/8/86) همزمان با بازدید دکتر احمدی نژاد –رئیس جمهوری اسلامی ایران- از نمایشگاه مطبوعات، این سگ ها در محل نمایشگاه رها شدند تا به انجام عملیاتی که نزد تیم حفاظتی و خبرنگاران به عنوان «چک و خنثی» معروف است بپردازند که البته خنثی کردن را باید از وظایف آن ها حذف کرد.

این عملیات در روز چهار شنبه از ساعت 12 ظهر آغاز شد و به گفته نمایندگان رسانه ها در غرفه های نمایشگاه با توهین آمیز ترین رفتارها از سوی تیم حفاظتی رئیس جمهور همراه بود.

با وجود این که خریداری و به کار گیری سگ ها به منظور هرچه سریع تر انجام شدن عملیات «چک و خنثی» انجام شده است این عملیات تا ساعت 14:30 به طول انجامید. ابتدا قرار شد در هر غرفه تنها یک نفر به عنوان متصدی و مسئول آن حضور داشته باشد، اما پس از مدتی تیم حفاظتی به این نتیجه رسیدند که مسئولان غرفه ها را هم از نمایشگاه بیرون کنند.

تمامی نمایندگان غرفه ها در ساعات یاد شده ناچار بودند پشت درها بایستند یا در پارک لاله قدم بزنند. اما این انتظار در ساعت 14:30 نیز پایان نیافت؛ چرا که رئیس جمهور با چهار ساعت تأخیر به نمایشگاه آمد و بازدید ایشان هم چندان به طول نینجامید.

آن چه باعث شد بازدید ایشان از نمایشگاه کوتاه و مختصر شود انفجار در سایت هسته ای پارچین واقع در شرق تهران بود؛ که البته خبر آن در رسانه های داخلی بازتابی نیافت.

نکته ای که برای حاضران جای پرسش داشت این بود که با وجود سگ هایی که عملیات کنترل محل را انجام می دادند چرا بازهم از گیت های دستی و کنترل منطقه به وسیله نیروهای انسانی استفاده می شد. صرف 600 میلیون تومان برای خریداری این سگ ها و دست آخر استفاده از نیروی انسانی برای اطمینان نهایی از امنیت منطقه ی مورد بازدید، باعث تعجب بسیاری از ناظران بود.

از سویی دیگر باوجود اعتقادات جمهوری اسلامی ایران و همچنین بسیاری از بازدیدکنندگان نمایشگاه، مبنی بر نجس بودن سگ، حضور این حیوان در چنین اماکنی موجب اعتراض عده ای شده بود که این اقدام را نیز با شعارهای ساده زیستی، عدالت طلبی و مبارزه با تجمل گرایی رئیس جمهور در تعارض می دانستند.

یک مقام آگاه که خود مدیر مسئول یکی از روزنامه های کثیرالانتشار کشور و وابسته به دولت است در پاسخ به اعتراض فردی که حضور سگ ها و همچین رفتار تیم حفاظتی احمدی نژاد را توهین آمیز توصیف می کرد گفت: «این تصمیم تیم حفاظتی است که مدیریت آن خارج از اختیارات رئیس جمهوری است.»

پیش از این پیشنهاد به کارگیری سگ در تیم حفاظتی دکتر حدادعادل –رئیس مجلس شورای اسلامی- نیز مطرح شده بود که حدادعادل با آن به شدت مخالفت کرد.

همچنین تا کنون به کارگیری سگ در تیم های حفاظتی روسای قوا و حتی مقام رهبری نیز مرسوم نبوده است.

***

چی بگم !!!!!!!!

+ نوشته شده در  جمعه 9 آذر1386ساعت 8:51 بعد از ظهر  توسط محمد و لیلا  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 

قربون امام رضا (ع) برم که وقتی بطلبه خوب می طلبه

پنجشنبه ۲۵ آبان ساعت ۱۹:۳۰ یکی از اقوام تماس گرفت و گفت که صبح جمعه می خواهد با ماشین شخصی اش (به مرحمت دولت نهم چه جراتی داشت تو این وضعیت بنزین!) می خواهد برود مشهد و ما هم از خدا خواسته دعوتش را پذیرفتیم.

قربون امام رضا (ع) برم همه چیز مهیا بود. هتل ۴ ستاره (البته با تخفیف ۷۰ ٪ ) ، آب و هوای خوب ، حرم پر نور ، همفسر خوب و ...

قربون امام رضا (ع) برم ، قرار بود سه شنبه برگردیم اما دلمون نیومد شب میلاد پر برکت و پر نور و نوا ، مشهد نباشیم!

ما هم مثل یک مهمون پر رو موندیم تا پنجشنبه !!

جای همتون خالی ! جای همتون زیارت کردم. همه دوستان همفکر و غیر همفکر!

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 4 آذر1386ساعت 0:19 قبل از ظهر  توسط محمد و لیلا  |